فساد و فاسد ؟!

به لطف جامعه ی اسلامی که داریم(!) هر روز اخباری مبنی بر وجود فساد و فحشا ی وحشتناک در سرتاسر جامعه مان می خوانیم و می شنویم. رئیس جمهورمان؛ خدا را شکر انسان بسیار سخت کوشی هستند  و رهبرمان می گویند باید حمایت کنیم. چشم.

این دو سه سطرو یخونید: (و می دونید که فقط اینا نیستند!)

وزارت علوم دولت محمود احمدی نژاد هنوز نتوانسته واقعه دانشگاه زنجان را به نتیجه برساند و بقول وزیر علوم “منتظر ‏نظر مراجع قضایی و به ویژه دادستانی” است اما در همین حال “فساد اخلاقی در برخی دیگر ازدانشگاه ها” و همچنین ‏برکناری یکی از مسوولان وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری بخاطر “داشتن روابط نامشروع” حاکی از آن است که ‏ماجراهای فساد اخلاقی بر وزارت علوم سنگینی می کند.

با اینکه دو هفته از تعرض معاون دانشگاه زنجان به یک دانشجوی دختر می گذرد اما هنوز وزارت علوم و شخص وزیر ‏موضع گیری دقیقی نکرده وتنها با اظهار نظرهای متناقضی، بر سردرگمی خود در مورد این واقعه صحه گذاشته اند. ‏زاهدی وزیر علوم از یکسو اعلام می کند برای اعلام نظر در خصوص این پرونده “در انتظار نظر و رأی دادستانی ‏هستیم” اما از سوی دیگر به خبرگزاری فارس می گوید که احتمال “توطئه بودن موضوع دانشگاه زنجان” وجود دارد. ‏همچنین بجای پیگیری ماجرا، وزیر علوم از “پوشش خبری” وقایع این دانشگاه انتقاد می کند.

هر چند هنوز فرجام پرونده تعرض دانشگاه زنجان بسته نشده، برخی منابع از دستگیری یکی ازکارکنان یک دانشگاه ‏غیردولتی درفیروزآباد به جرم فساد اخلاقی خبردادند. سایت خبری البرز یکشنبه اعلام کرد درپی بوجود آمدن مشکل مالی ‏برای یک دانشجو و درخواست وام دانشجویی توسط وی، کارمند مذکور بافرصت طلبی ازاین دانشجو تقاضای برقراری ‏ارتباط نامشروع می کند.این دختر دانشجو دربازجویی از نیاز شدید به این وام خبرداد وعنوان کرد که این کارمند قول داده ‏در صورت “همراهی” با وی وام را در اختیار او بگذارد.‏

باپیگیریهای انجام شده مشخص شد این کارمندبااستفاده ازچنین شیوه هایی تاکنون چند دانشجوی دختر دیگر را نیز اغفال ‏ومجبور به برقراری رابطه نامشروع کرده است. وی دربازجویی ها ازدست داشتن برخی دیگر ازهمکارانش باشیوه های ‏متفاوت درسوءاستفاده ازدختران دانشجو خبرداده است.او از ارایه تخفیف ثبت نام، دادن وام و وعده نمره بعنوان اهرمهایی ‏برای برقراری این روابط غیراخلاقی نام برده است.

یکی دیگر از مسوولان وزارت علوم که در اردیبهشت ‏ماه گذشته از کار برکنار شد نیز اتهامی همانند داشته است. “حمیدرضا - ش” که دارای مدرک دکترا معرفی شده است، ‏مشاور وزیر علوم، مسئول کمیته انضباطی مرکزی و مسئول پروژه ‏دفن شهدا در دانشگاه‌های سراسر کشور بود که ‏اردیبهشت گذشته ناگهان برکنار شد. همانطور که در گزارش این هفته “روز” منعکس شد فرد مذکور که بخاطر “داشتن ‏رابطه نامشروع از کار برکنار شد، پیش از این و با شروع به کار محمدمهدی زاهدی، وزیر ‏علوم دولت احمدی نژاد، به ‏سمت “مشاور وزیر و مدیرکل امور دانشجویان شاهد و ‏ایثارگر” منصوب شده بود.او علاوه بر این سمت، به عنوان مسئول ‏کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم نیز از ‏زاهدی حکم دریافت کرده بود. کمیته انضباطی مرکزی، تنها مرجع رسیدگی به ‏اعتراضات دانشجویان درباره ‏احکام کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها و داوری نهایی در این باره است.‏

معاون دانشگاه زنجان هم که رسوایی اخلاقی او جنجال دامنه‌داری در این دانشگاه ایجاد کرد، رئیس کمیته ‏انضباطی این ‏دانشگاه بود و دانشجویان در جریان تحصن خود، سوابق متعددی از برخوردهای تند وی با ‏دانشجویان را گزارش کردند.

وزیر علوم در اردیبهشت ماه به طور ناگهانی ‏مشاور مذکور را از همه مسئولیت‌های خود برکنار کرد، اما در آن زمان ‏مشخص نشد علت این برکناری ناگهانی ‏چیست؛ ولی اینک مشخص شده که گزارش حراست از رابطه او با منشی دفترش ‏سبب شده که او یکباره ‏از همه سمت‌ها عزل شود.او همچنین بر اساس حکم دیگری که ‏از زاهدی گرفته بود مسئولیت جمع ‏آوری نامه ها در سفرهای استانی دولت را برعهده داشت. گاهی هم پول‌هایی ‏هم به او می‌دادند تا بین دانشجویان سهمیه‌ای ‏‏(شاهد و ایثارگر) و خانواده‌های آنها پخش کند.

برای خودم متاسف شدم!

چند شب پیش آقای دانش جعفری وزیر برکنار شده اقتصاد مهمان برنامه مثلث شیشه ای شبکه تهران با اجرا رضا رشید پور بود .خیلی برایم جذاب بود که در این برنامه زنده ایشان چه حرفی خواهند گفت.خوشبختانه با سوالات مناسب و اجرا خوب رشید پور ایشان لب به سخن گشود.مهمترین قسمت آنجا بود که مجری از وجود یا عدم وجود مافیا از ایشان سوال پرسید؟ایشان هم این موضوع را انکار نمود و “گفت در کشور مافیا به ان صورتی که یک عده ای در جایی بنشینند و برای سنگ اندازی در کار دولت برنامه ریزی و نقشه بریزند وجود ندارد.این برنامه ها و مصوبات است که جا را برای اخلال در اقتصاد باز می گذارد.”
نمی خواهم اینجا از کسی دفاع کنم ولی خیلی متاسف شدم برای خودم که در جایی زندگی میکنم که رییس جمهورش هر از چند گاهی برای هورا کشیدن مردم تحلیلهای اقتصادی من در آوردی را بیان می کند و از وجود مافیا و دست های پنهان در اقتصاد و سیاست حرف میزند در حالیکه اطرافیان و وزرا کابینه اش این موضوع را منکر میشوند.

منبع:کاغذپاره از بالاترین

سردار زارعی و شرکا !

همگی ماجرای جناب سردار زارعی رئیس پلیس نهران بزرگ، منصوب شده ی مستقیم آقای دکتر احمدی نژاد، و از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی رو شنیدیم و شایعات فراوان این موضوع رو دنبال کردیم. اگه هم کسی احیاناً اطلاعی از موضوع نداره می تونه با سرچ خیلی ساده ی اسم جناب سردار زارعی، از موضوع باخبر بشه!

چیزی که می خوام بگم خاص این جناب سردار نیست. در سیستمی که فرمانده ارشد اون فساد اخلاقی اونهم در این حد به ناگاه آشکار می شود، نباید انتظار زیادی از زیر مجموعه و مجموعه های موازی داشت. به قول یک نفر، احتمالا ایشون یه نافرمانی کوچیکی از مافوقش نمودند که مجازاتش هم آشکار شدن و رسوا شدن آنهم به این گونه هست.سردار زارعی ها در این مملکت کم نیستند. ایشون شرکای آشنا و ناآشنای زیادی دارند که جامعه ما رو به کل به سوی یک جامعه ی گند و فاسد سوق می دهند

لطفا به وضع خیابونا، جنایتهای انجام شده که فقط بعضی ها فاش می شند و خیلی ها به خاطر مشوش نشدن اذهان عمومی فقط در اذهان خصوصی باقی می مونند! متاسفم برای جامعه ای که در اون زندگی می کنم و متاسفم برای خودم که نمی تونم کاری انجام بدم.

خلاصه اینکه، حرفمو خیلی خلاصه کردم!

اسم تو هر جا که باشه اول اسم بهاره

پشت هر نگاه چشمات

عکسی از من شکسته اس

شعر من مثل یه خورشید

به غروب واژه بسته اس

چه طلوعی داره چشمات

لحظه مرگ ترانه

                    با تو باز می شه شروع کرد

                    از یه شعر عاشقانه

می شه غربت رو گذر کرد

تو سفرنامه دستات

تو یه فصل تازه گم شد

توی دلگرمی حرفات

گرچه این دل من هنوز

گره گم کلافه

            اما واسه تو هنوزم

            عاشق ترانه بافه

تو یه بار واسه همیشه

به من شب زده خو کن

دشتی از شب سیاهو

توی صبح واژه رو کن

من واست کمم ، می دونم

تو ولی شهر ستاره

اسم تو هر جا که باشه اول اسم بهاره

منبع: دل نوشته ها

تولد !

چند روز قبل تولدم بود. نیمه ی اردیبهشت ماه. تو این مدتی که کمتر می نویسم اتفاقات زیادی برام افتاده و در حال افتادنه!

اتفاقاتی که به احتمال زیاد مسیر زندگیمو تا آخر عمرم عوض کرده و به عبارت دیگر مسیرشو روشن کرده.

خلاصه روز تولدم، تعداد کسانی که تولدمو تبریک گفتند به تعداد انگشتان یک دست هم نرسید! به بعضی هاشون هم خودم گفتم که آهای امروز روز تولدمه! در میون این تعداد کم انگشت شمار یکی بود که تبریک گفتنش با دیگرون خیلی فرق می کرد. بعد از چند روز اومدم تا اینجا هم بنویسم و چند نفر خواننده ی انگشت شمار این وبلاگ هم بدونند که من یکسال دیگه از عمرم گذشت. یعنی یکسال پیرتر شدم! حالا چی باید می گفتم به خودم، تولدم مبارک؟؟!!!

زن مسافرکش جاده

 بنابه موقعیت شغلی و تحصیلی ام هر روز باید مسافت ۳۰ کیلومتری رو طی کنم تا به مقصدم برسم و شب دوباره برگردم. امروز صبح وقتی می خواستم این مسیرو بالاجبار با سواری طی کنم، رفتم به محلی که ماشین ها می ایستند تا مسافر سوار کنند. خانم جوانی اومد به طرفم و گفت “راه آهنی؟” من گفتم بله و اولین نفر بودم که تو آر.دی خانم جوان نشستم.با صدای زنانه ای مسافر صدا می کرد. دور و برش هفت هشت تا مرد بودن که تو همون خط کار می کنند و منتظر مسافر بودند. تنها زنی هست که تو این خط مسافرکشی می کنه و انصافا دل و جرات می خواد! یه نفر دیگه هم اومد و نشست تو ماشین. ۱۰ دقیقه ای گذشت و هنوز دو نفرمون کم بود. در همین حال بود که یکی از دوستام، وقتی منو دید که نشستم تو اون ماشین، ترمز زد و گفت که پاشو بیا بریم. نمی خواستم پیاده بشم ولی با اصرارش از ماشین پیاده شدم و در حین سوار شدن به ماشین دوستم بودم که خانم جوان در ماشینو گرفت و با قیافه عصبانیش گفت که کجا؟ و به دوستم گفت که چرا مسافرمو از من می گیری؟ منم هیچ حرفی نزدم. با این که دیر کرده بودم ولی انصافا هم حق داشت خانم جوان.  دوستم شروع کرد به حرف زدن و البته جر و بحث کردن با خانم راننده. صداهای زن و دوستم بلند شد و پنج شش نفر هم جمع شدند و همه به جرات زن جوان و از حق خودش دفاع کردنش متعجب و حیران بودند. خانم راننده حرفش یکی بود و اون اینکه این باید با من بیاد چون مسافر منه! منم وقتی دیدم اوضاع داره خراب می شه به دوستم گفتم که من می رم و با ماشین اون میام. تو خودت تنهایی برو. زنه اصلا از رو نرفت و به حرفش رسید!

دو نفرمون هم جور شد و حرکت کردیم. ازش معذرت خواهی کردم و بهش گفتم که دوست نزدیکمه و نتونستم رددش کنم. اونم از درداش گفت و گفت که اسیر یه لقمه نون حلاله و اهل و عیال داره و مجبوره اینجوری چرخ زندگیشو بچرخونه. گفت که اگه بزاره به همین راحتی مسافرشو از دستش بگیرن، فردا نمی تونه میون این همه مرد مسافرکش کار کنه و همه بهش زور می گن. تعریف می کرد که چجوری با یه پسر یاوه گو دست به یقه شده و کتکش زده! (به گفته خودش). می گفت بعد از عید، صد تومن به روی کرایه ها کشیده و همه اعتراض می کنن. ولی به قصابی که فلان قده کشیده رو گوشت و یا فلان یدک فروشی که فلان قده کشیده روی روغن  و لاستیک و … و همچنین بنزین ۴۰۰تومنی، هیشکی به اینا اعتراض نمی کنه و فقط همه ۱۰۰ تومن اضافه شدن کرایه ما رو می بینن و فقط می تونن به ما اعتراض کنند! خانم جوان ، مثل هر تک تک افرادی که تو این جامعه زندگی می کنند حرف ها و دردهای زیادی داشت که می خواست فریاد بزنه تا همه بشنوند، ولی حیف که گوش شنوایی وجود نداشت. خودشو با درد و دل با مسافرهاش خالی می کرد. سه نفری که عقب ماشین نشسته بودند توجهی به حرفاش نداشتند و من سعی می کردم توجهم به حرفاش باشه. شنیدن دردهای دیگرون برام شیرینه و با حوصله گوش می دم. ولی تا حالا کسی به درد دلم گوش نکرده!

برداشت آزاد !

119411624611.jpg

سال نو مبارک !

آلبوم علی عبدالمالکی با نام خدا نشناس

آلبوم جدید علیرضا فرهمند با حضور حمید عسگری به نام دختر جهنمی

دانلود آلبوم زیبای Betul Demir با نام Remix